مرتضى راوندى

329

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

آن مىدانستند . درواقع تاريخ طبيعى در اسلام در قالب تاريخ دينى رشد و تكامل پيدا كرده است . . . از بركت توسعهء جهان اسلامى علماى تاريخ طبيعى مسلمان ، توانستند از قسمتهاى مختلف زمين ، اطلاعاتى به دست بياورند ، بسيار بيش از آنچه در كتابهاى قديمى يونانى و رومى همچون تاريخ طبيعى پلينى فراهم آمده بود . جهانگردانى همچون ابن جبير ، ابن بطوطه مىتوانستند از كرانه‌هاى اقيانوس اطلس تا قلب آسيا سفر كنند و مشاهدات خويش را دربارهء گياهان ، جانوران و ساير سيماهاى طبيعى اين سرزمينها در تأليفات خويش بياورند در اين قبيل كتابها بعضى همچون آثار بيرونى و سيوطى ، تاريخ ، با تاريخ طبيعى درهم آميخته است درحالىكه در بعضى ديگر ارزش تاريخى كتاب ، بيشتر و در برخى ديگر همچون الفلاحة النبطّيه تأليف ابن وحشيه و كتاب الفلاحة تأليف ابن عوام ، كتاب ، از يك موضوع واحدى ، چون كشاورزى بحث مىكند . در كتاب الجماهر فى معرفة الجواهر بيرونى ، موضوع بحث ، معادن و كانيهاست در قرن دوم هجرى اصمعى از ادباى بزرگ زبان عرب چند رساله در جانورشناسى ، دربارهء شتر ، گوسفند ، اسب و جانوران ديگر ، و تشريح بدن انسان تأليف كرده بود . جاحظ مانند اصمعى زبان‌شناسى را با جانورشناسى و سنتهاى يونانى را با عربى در هم آميخته است در رسايل اخوان الصّفا نيز جسته‌جسته از زمين‌شناسى ، كانىشناسى و گياه‌شناسى و جانورشناسى سخن به ميان آمده است در كتاب المرشد الى جواهر الاغذيه و قوى المفردات ، احمد تميمى اطلاعات فراوانى دربارهء گياه‌شناسى و كانىشناسى آورده است . غير از كتبى كه مسلمانان اندلس در قرن پنجم در زمينهء كشاورزى و گياه‌شناسى تأليف كرده‌اند كتاب الادوية المفرده غافقى اندلسى و كتاب الفلاحة ابن عوام هم‌وطن او ، از مهمترين كتبى است كه در زمينهء كشاورزى نوشته شده است . » « 1 » فيزيك در دوران قرون وسطا ، بحث و تحقيق در فيزيك ، چه در ميان فلاسفه و چه در ميان متكّلمان بر پايه استدلال منطقى قرار داشت ، و معمولا وابسته به مشاهدهء مستقيم نبود . با اين‌حال مردانى چون قطب الدين شيرازى و بزرگترين فيزيكدان عالم اسلام « ابن هيثم » و نيز ابو ريحان بيرونى كه وزن مخصوص كانيها را اندازه گرفت ، و ابو الفتح خازنى كه او نيز در اندازه‌گيرى وزن مخصوص و ثقل كار كرده است ، در روش و برداشت كار خود شبيه به محقّقان جديد بودند و به مطالعه و

--> ( 1 ) . مأخوذ از همان كتاب .